X
تبلیغات
آسیب شناسی دین داری و تفکر دینی
  
 
 
آرشیو
 
پنج‌شنبه 14 مهر‌ماه سال 1384
تحریفات فکر دینی و عرضه نامطلوب آثار فرهنگی

دین مقدس اسلام یک دین ناشناخته است . حقایق این دین تدریجا در نظر مردم ، واژگونه شده است ، و علت اساسی گریز گروهی از مردم ، تعلیمات غلطی است که به این نام داده می‏شود . این دین مقدس در حال حاضر بیش از هر چیز دیگر از ناحیه برخی از کسانی که مدعی حمایت از آن هستند ضربه و صدمه می‏بیند . هجوم استعمار غربی با عوامل مرئی و نامرئیش از یک طرف ، و قصور یا تقصیر بسیاری از مدعیان حمایت از اسلام در این عصر از طرف‏ دیگر ، سبب شده که اندیشه‏های اسلامی در زمینه‏های مختلف ، از اصول گرفته‏ تا فروع ، مورد هجوم و حمله قرار گیرد . بدین سبب این بنده وظیفه خود  دیده است که در حدود توانایی در این میدان انجام وظیفه  نماید  .                                                              
همچنانکه در برخی از نوشته‏های خود یادآور شده‏ام ، انتشارات مذهبی ما از نظر نظم ، وضع نامطلوبی دارد . بگذریم از آثار و نوشته‏هائی که اساسا مضر و مایه بی آبروئی است ، آثار و نوشته‏های مفید و سودمند ما نیز با برآورد قبلی نیست ، یعنی بر اساس محاسبه احتیاجات و درجه بندی ضرورتها صورت نگرفته است ، هر کسی به سلیقه خود آنچه را مفید می‏داند می‏نویسد و منتشر می‏کند ، بسی مسائل ضروری و لازم که یک کتاب هم در باره آنها نوشته‏ نشده است و بسی موضوعات که بیش از حدلازم کتابهائی در باره آنها نوشته شده است و هی پشت سر هم نوشته می‏شود . از این نظر ، مانند کشوری هستیم که اقتصادش پایه اجتماعی ندارد ، هر کسی به سلیقه خود هر چه می‏خواهد تولید می‏کند و یا از خارج وارد می‏نماید ، 

                                         استاد شهید مطهری ( عدل الهی ص 13 و 14)

 


 
جمعه 8 مهر‌ماه سال 1384
آسیب شناسی دینی از نظر استاد مطهری

دینداری و نسل جوان امروز

بی توجهی به پرسش های پنهان زمینه ساز دین گریزی است

* هر نهاد اجتماعی باید به پناهگاههای امن پرسشهای پنهان در لایه های ذهن تبدیل شود تا اینها امکان پاسخگویی را پیدا کنند.
* نظام دینی نظامی است مبتنی به راههای سهل و قابل پیمودن، بهترین کارها آن اموری است که ابتدایش تکیه بر سهولت است و خاتمه آن با نیکویی و آثار آن با ستایش .

 064632.jpg 
 

بخش نخست این مطلب، روز گذشته از نظر خوانندگان ارجمند گذشت. نویسنده در این مطلب، با اشاره به واقعیت های جهان معاصر، دشواریهای دینداری و شیوه های روزآمد کردن نگاه دیندارانه را به مطالعه گرفته است. بخش اول این نوشته عمدتاً به موضوع «آسیب ها یا فرصت های اجتماعی» در عرصه دینداری پرداخت و در بخش دوم به «ویژگی ها یا آسیب های تاریخی» در پهنه دین ورزی اشاره می کند. از پاره اخیر، در بخش اول به یک ویژگی اشاره شد و ادامه آن هم اینک از نظر می گذرد.
گروه اندیشه
مسأله اول وجود یک نوع بدبینی تاریخی است. ادبیات ما پر از نوعی بدبینی است نسبت به آینده، نوع مدیریتها و نظامهای حکومتی که ریشه در یک استبداد دیرپا در کشور ما داشته است. وقتی به خوشبینانه ترین بخش ادبیات فارسی که مثلاً گفتارهای سعدی است مراجعه می کنیم می بینیم که همیشه بانوعی تردید نسبت به وضع موجود برخورد می کند. استبداد و خودکامگی، بیش از هر چیز ساخت دولت را به جای دولتهای رفاهی به دستگاههای غارت و زورگویی تبدیل کرده است. در حقیقت این تداوم ساخت استبدادی باعث رشد فرهنگ تابعیت و سرشتهای غیرمشارکتی در فرهنگ می شود به گونه ی که اطاعت و انقیاد بیشتر بر ترس و تسلیم و تملق مبتنی است تا اعتماد و رضامندی، که یک رابطه دوگانه ای برقرار می کند.
.۲ آسیب تاریخی دوم، مشارکت گریزی و رقابت ستیزی است که منجر به فردگرایی شده است. اشاره ای می کنم به نتیجه بخشی از تحقیقاتی که محققین بزرگ در مورد ایران انجام داده اند و فقط گزاره های اصلی را می گویم. گفته اند ایرانیان معتقدند آدمیان طبیعتاً شرور و قدرت طلبند و همه چیز مرتباً در حال تغییر و غیرقابل اعتماد است. آدمی باید نسبت به اطرافیانش بدبین و بی اعتماد باشد. حکومت دشمن مردم است. این تحقیق در اواخر دهه سی در ایران صورت گرفته است. همچنین گفته اند: ویژگیهای فرهنگ سیاسی ما در ایران بدبینی سیاسی، بی اعتمادی شخصی، احساس عدم امنیت آشکار و سوءاستفاده بهینه افراد است. برخی دیگر با نگاهی به فولکلور و ادبیات و امثال و حکم ایران معتقدند که فردگرایی منفی و پرهیز از بیان نظرات غلبه دارد. در کتابهای درسی روی زرنگی، تک روی، واگذاری عنان مملکت به خسروان، اعتماد نکردن به دیگران، جز شر از دیگران انتظار نداشتن، دیگران آب را گل آلود می کنند، سکوت کردن، حد نگه داشتن، تملق در دوستی ونظایر اینها تأکید شده است و مثال معروف هم همان داستانهای زاغ و قالب پنیر و روباه و لک لک و نظیر اینهاست.
وست وود می گوید بدبینی نهفته در فرهنگهای سیاسی مقوله ای است که ریشه در واقعیتهای تاریخی ایران داشته است و به وسیله واقعیت تأیید شده است و به نوبه خود یک واقعیت سیاسی را هم تشکیل داده است. نتیجه لحاظ تاریخی این است که نوعی غلبه خصوصیتهای منفی مانند فرصت طلبی، انفعال و کناره گیری را رشد داده است.
در نتیجه می بینیم که اگر می خواهیم بحث های اجتماعی و جامعه شناسی را در حوزه جوانان هم ببینیم روی این دو مؤلفه «اعتماد به خود» و «اعتماد به حاکمیت» باید تکیه کرد.
برای یک تصویر امروزی باید گفت برخی از این مسائل هست که هنوز در جامعه ما وجود دارد. براساس یک طرح دولت ملزم به این است که نگرشهای عمومی را در جامعه ارزیابی کند و هر دوسالی تغییراتش را بسنجد. ارزشها و نگرشهای مردم ایران در ۲۸ استان کشور در سال گذشته سنجیده شده است. آنچه که در بخش آسیب پذیری باید شمرد به آن اشاره می کنم. در این نگرشهای اجتماعی بعضی ها نشان دهنده این است که زمینه های مساعدی وجود دارد و بعضی ها می تواند چالشها و نگرانیها یی را در جامعه ما مطرح کند. یافته ها حکایت از یک زیست جهان مذهبی در کشور ما دارد ۹۴ درصد پاسخگویان در ۲۸ استان کشورمعتقدند که خدا نقش مهمی در زندگی آنها دارد. ۹۵‎/۶ درصد به قیامت اعتقاد شدید دارند و بیش از ۴۳ درصد هم خود را شدیداً مذهبی می دانند. اگرچه شکل دینداری متفاوت شده اما اصل دینداری نسبت به گذشته نه تنها کاهش پیدا نکرده بلکه افزایش هم داشته. طوری که میانگین نمره دینداری روی یک مقیاس تحقیقاتی بالای ۷۰ درصد است. اما قسمتهایی که می شود روی آن تکیه کرد این است که پاسخگویان عمدتاً معتقدند کمیاب ترین ارزش اخلاقی مثبت در جامعه انصاف است و رایج ترین ارزش اخلاقی منفی تقلب وکلاهبرداری است. احساس امید فردی بیش از احساس امید اجتماعی است و به نوعی فردگرایی تکیه می شود با افزایش تحصیلات وجوانی جمعیت این مسأله شدت پیدا می کند و در جامعه ما نخبگان یا جوانان فردگراتر می شوند و نسبت به خود اعتماد بیشتری دارند تا جامعه. این نشان می دهد که بخشهایی از جامعه دور می شود و نوعی فرهنگ پنهان را در خود شکل می دهد.
این بخش بیشترین گرایش به سمت اصلاحات را دارد همه این نگرشها ناشی از این است که گروههای اجتماعی یا مرجع جدیدی از معلمان تأثیرگذارتر می شوند. به این ترتیب از یک طرف یک انرژی نهفته هنجارساز ومتفاوتی دارد کمیت وسیع تر و تأثیرگذاری بیشتری پیدا می کند که در قالب نظم اجتماعی موجود نمی گنجد و در پی تحول یا تفاوت است. این تحول و تفاوت بیشتر مایل به گرایشهای عقلانی و منزلت جویانه تر است. به همین دلیل در پی حقوق شهروندی، عدالت، نقد موجود و پیداکردن وضعیتهای بهتر است. تحقیقات مختلف در دانشگاهها نشان می دهد که گرایش به جنبه های دینی نه تنها کاهش پیدا نکرده بلکه افزایش هم پیدا کرده است. البته روی مؤلفه های متفاوتی باگذشته تأکید دارد به عبارت دیگر منابع غیرسنتی، متعدد و عقلانی را در دستیابی به حقیقت دین بیشتر مورد تأکید دارد. تفاوت بین علم و دین کمتر می بیند و در حقیقت نوعی تنوع را در این زمینه باور دارد ۹۶درصد دانش آموزان معتقد به خدا هستند و تنها ۰‎/۵ درصد بی اعتقادند و ۳‎/۴درصدمردد هستند ۸۹، درصد معتقد به قیامت، ۳‎/۴ درصد بی اعتقاد، ۹۵درصد به نبوت معتقدند، ۴‎/۷درصد مردد و ۸۵‎/۲درصد در هنگام عبادت احساس معنویت می کنند و دینداری بالاتر از میانگین جامعه است درمیان جوانان.
.۳ دسته سوم آسیبهای دینی است که از اندیشه استاد شهید مطهری استفاده می کنم. ایشان چهار ویژگی و آسیب مهم را مانع تربیت دینی در میان جوانان می داند.الف ـ جایگزینی تعلیم به جای تفکر. استاد مطهری می گوید این مسأله که رشد شخصیت فکری و عقلانی باید در افراد پیدا شود و بالا برود یک مطلب اساسی است که معمولاً در جامعه ما مورد غفلت قرار گرفته است. ما کار نداریم که اسلام به صراحت این را گفته یا نگفته که باید به شخصیت فکری و عقلانی تکیه کرد. در بین علما من به کسانی که خیلی معلم و استاد دیده اند وا ین را مایه افتخار خود می دانند خیلی اعتقاد ندارم. فکر و مغز انسان درست به معده او شباهت دارد. معده باید غذا را از خارج بگیرد و به کمک ترشحات درونی آن را بپروراند. معده ای که پی درپی غذا به آن تحمیل می شود فرصت و امکان حرکت را برای درست عمل کردن از دست می دهد. مغز انسان هم چنین است. پس در تعلیم و تربیت بایستی به جوان مجال اندیشه داد و آن را ترغیب به فکر کرد. درحالی که نظام تعلیمی و تبلیغی ما تعلیم را به جای تفکر گذاشته است و در حقیقت منتهی شده است به انباشت محفوظات.
ب ـ دومین آسیبی که استاد مطهری اشاره می کند عدم توجه به حس کاوش و حقیقت جویی است. انسان به هرحال گرایش به دانستن حقیقت دارد. معمولاً منکوب کردن، تشرزدن، چرا آنقدر می پرسی یا نپرس، روشی است که در برابر فکر حقیقت جویی وجود دارد و چون پاسخی دریافت نمی کند در پی این می رود که خود تجربه پیدا کند.
ج ـ سومین آسیب غفلت از تربیت به آداب زمان است که استاد اشاره می کند و می گوید انسان غیر از مسأله اخلاق به یک امور اکتسابی که باید اسم آنها را فنون گذاشت هم احتیاج دارد. یعنی بحث هنجارها و دگرگونی ها که ما به آن توجه نمی کنیم و به گونه ای تمام آداب زمان خویش را به نسل بعد از خودمان تحمیل می کنیم و این منجر به یک نوع جمود یا ثبات آداب می شود. درحالی که مقتضیات زمان آداب را عوض می کند. یعنی شکل بروز و ظهورش را متفاوت می کند.
د ـ چهارمین آسیب دینی سرکوب غرایز است. افرادی که فن تربیت را نمی دانند، نمی دانند که در تربیت تمامی قوایی که در وجود انسان است حکمت و مصلحتی است. باید غرایز شهوانی را در حد طبیعی اشباع کنیم. بچه احتیاج به بازی دارد و این احتیاج به بازی از حکمتهای خداوند است. در نتیجه برآورده شدن احتیاجات طبیعی منجر به نوعی تراکم و واکنش می شود یا همان مکانیزم طرد که امروزه هم شاهد هستیم. خود ایشان تعبیری که به کار می برد این است که به بچه همه اش گفته اند خدا. همه اش گفته اند آتش جهنم؛ تا در سنین بیست و چندسالگی این قوای ذخیره شده و این شهوات و تمایلات اشباع نشده یک مرتبه زنجیر را پاره می کند. بچه ای که در ۱۲ سالگی در اثر تلقین پدر نمازش ۲۰ دقیقه طول می کشید یک دفعه در ۲۵سالگی یک فاسق از آب درمی آید.
.۴ آسیب پنجم تکیه بر اسلام خوف در برابر اسلام وفق و مدارا است. حضرت علی(ع) در این باره می فرماید هرکه زشت خو باشد مردم از گرداگرد او بگریزند.
جامعه جوان جامعه ای متفاوت است و اساساً با معیارهای گذشته قابل سنجش نیست. باید آن را شناخت و با او وارد گفت وگو شد.
نسبت میان جوانی جامعه با دینداری، اولاً شناخت ویژگیها و فرصت دانستن آن سرمایه، وارد دنیای جوانان شدن، کنشها و واکنشها را تشخیص دادن و آن را روبه رشد و پیشرفت بردن است.
از کودکی جامعه وارد میانسالی شدن و به رسمیت نشناختن جوان باعث تراکم شده است. نامؤثرترین روش «اعمال زور» است. در تحلیل هنجارهای معنوی، دینی و اخلاقی. تأکید دوم بر کاهش فاصله ها و ناهمزبانی های میان نسلهاست. در حقیقت صحبتی که از اعتدال می کنیم در همین جاست. در روشهای تبلیغاتی ما دیده می شود که برای گریز از روشهای میانی که به رسمیت شناخته ایم به خاطر به رسمیت نشناختن وانگ وبر چسب زدن بر اینها دردوسر طیفی قرار می گیرد که یک سر آن تمامیت خواهانه است و طرف دیگر مدارا در برابری معیارهاست. باز در تولید این نظام تبلیغی یک پارادوکس شکل می گیرد که در میان جامعه جوان شاهد این آسیب هستیم.
ضرورت بعدی برای کاهش ناهمزبانی رشد مشارکت همراه با حضور را می توان نام برد. تأکید سوم تبدیل فردیت به شخصیت است. در قرآن انسان دارای کرامت است. چون مخاطب خداوند می شود. ما رشد شخصیت را در فرهنگ قرآنی داریم.
نمی توان پرسشی را ازمیان برد. اگر با پرسشی مخالفت شود به اشکال انحرافی ظاهر می شود. متقابلاً اگر برخورد پیدا کند به جای مصرف کننده اندیشه، تولیدکننده دینی می شویم. به همین دلیل هر نهاد اجتماعی باید به پناهگاههای امن پرسشهای پنهان در لایه های ذهن تبدیل شود تا اینها امکان پاسخگویی را پیدا کنند.
انجام مناسک نیز همگی منش سوق دادن انسان به نظام اخلاقی است. نیازهای آدمیان را باید طبقه بندی کرد تا نیازهای اولیه ارضا نشود بقیه را نمی توان تأمین کرد.
جامعه اخلاقی جامعه ای است که نیازهای طبقه اول در آن تأمین است و در کنار آن آزادی و امنیت و محبت وجود دارد. برای رسیدن به این اهداف است که نظام دینی نظامی است مبتنی به راههای سهل و قابل پیمودن، بهترین کارها آن اموری است که ابتدا تکیه بر سهولت است و خاتمه آن با نیکویی و آثار آن با ستایش و این همان آیین رحمتی است که حضرت رسول به آن تأکید می کند.


 
جمعه 8 مهر‌ماه سال 1384
خرافه های نژادی

 
خرافه های نژادی
حقیقت این است که ادعای جدا بودن خونها ونژادها خرافه ای بیش نیست. نژاد سامی و آریایی و غیره به صورت جدا و مستقل از یکدیگر فقط در گذشته بوده است، اما حالا آنقدر اختلاط و امتزاج و نقل وانتقال صورت گرفته است که اثری از نژادهای مستقل باقی نمانده است. بسیاری از مردم امروز ایران که ایرانی و فارسی زبانند و داعیه ایرانی گری دارند، یا عربند یا ترک یا مغول. همچنان که بسیاری از اعراب که با حماسه زیاد دم از عربیت می زنند از نژاد ایرانی یا ترک یامغول می باشند.
... پس آنچه به نام ملت فعلاً وجود دارد، این است که ما فعلاً مردمی هستیم که در یک سرزمین و در زیر یک پرچم و با یک رژیم حکومتی و با قوانین خاصی زندگی می کنیم، اما این که نیاکان و اجداد ما هم حتی ایرانی بوده اند یا یونانی یا عرب یامغول یا چیز دیگر، نمی دانیم.
اگر ما ایرانیان بخواهیم براساس نژاد قضاوت کنیم و کسانی را ایرانی بدانیم که نژاد آریا داشته باشند، بیشتر ملت ایران را باید غیرایرانی بدانیم و بسیاری از مفاخر خود را از دست بدهیم. یعنی از این راه بزرگترین ضربت را بر ملیت ایرانی زده ایم.
آیت الله مرتضی مطهری، فیلسوف ـ ۱۳۴۹


   1       2       3       4    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 89829


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
 
وبلاگ من
وبلاگ همسرم
وبلاگ پسرم 1
2 وبلاگ پسرم
لینکستان من 1
لینکستان من 2
کتابخانه من (کتابنمای جهانی )‌ 1
کتابخانه من (کتابنمای جهانی )‌ 9
کتابخانه من (کتابنمای جهانی )‌ 10
از کارهای قبلی من
نمای قدیمی وبلاگ من در بلاگ اسکای
بحث های همسرم در باب اکنکار
اطلاع رسانی پرسمانهای دینی - ‌وبلاگ من
بازشناسی اسماء الهی‌- وبلاگ من
حکمت جاودانه